|
تازههايي از ادبيات كهن ( تصاوير هاليسوودز )
تازههايي از ادبيات كهن
تصاوير هاليسوودز نويسنده: پاتريشا ريلي گيف مترجم: شهلا انتظاريان ويراستار: مژگان كلهر چاپ اول: 1368 هاليس همه چيز را در تصوير ميبيند. سروكار او بيشتر با تصاوير است تا كلمات؛ هر چند كه براي توصيف تصاوير، از كلمات استفاده ميكند. كلماتي كه با دقت و ظرافت در كنار هم چيده شدهاند تا بار معنايي ظريف، عميق و انساني را بر دوش كشند. معنايي كه در روان هر انساني جاري است و معنايي كه از نيازي ژرف و طبيعي سرچشمه ميگيرد. نياز به اينكه كسي را دوست داشته باشي و از آن مهمتر نياز به اينكه كسي دوستت داشته باشد. اولين پاسخ به نيازها معمولاً و به طور طبيعي از خانواده شنيده ميشود: مادر، پدر، خواهر و برادر، اين جمع، معمولاً جمع كاملي است كه هر كسي اولين نشانههايي محبت كردن و محبت ديدن را در آن مييابد. اما شرايط هاليس مثل ديگران نيست. او خانوادهاي ندارد كه به آن محبت كند و از آنان محبت ببيند. اولين تصوير هاليس، تصوير يك خانواده است كه معلم بر روي آن علامت× ميكشد؛ چون هاليس و در شش سالگي بايد تصوير ميكشيد كه با حرف آ شروع شود. اما تصوير خانواده با حرف آ شروع نميشود: نه پدر، نه مادر، نه خواهر و نه برادر، هيچكدام با آ شروع نميشوند. تصوير، ضربدر ميخورد در حالي كه هاليسِ شش ساله معناي تصوير را از كلمات جدا كرده بود. خانواده براي او يعني آرزو، آسودگي، آيا دوست داشتني نيست؟ اما اين × اثري عميق بر او ميگذارد هاليس طي سالها، زندگي در خانوادههاي مختلفي را تجربه ميكند. خانوادههايي كه ميخواهند فقط« هاليسِ كوهِ مشكلات» را تربيت كنند. كسي در فكر نيازهاي او نيست. نياز به محبت ديدن، نياز به محبت كردن و . . . اما هاليس از همۀ آنها فرار ميكند زيرا هنوز نميداند محبت ديدن و محبت كردن چه معنايي دارد. عاقبت، هاليس به خانوادهاي سپرده ميشود كه واقعاً او را دوست دارند. اما تجربههاي منفي گذشته و شناخت غلط هاليس از دوست داشتن، ذهن او را چنان مغشوش كرده است كه با كوچكترين تجربۀ منفي، باز تصميم ميگيرد كه فرار كند و علامت × را بر روي خانوادهاي كه دوست دارد بكشد. و اين آغاز ماجراست. بيشتر تصاوير هاليس در بخشهاي جداگانه شرح داده و باز ميشوند. كتاب 14 تصوير و 17 فصل دارد. هر چند كه فصلها از تصاوير جدا نيستند اما تصاوير همچون تنۀ يك درخت تنومند هستند و فصلها همچون شاخهها و برگهاي آن درخت كه در ميان هالهاي از مه قرار گرفتهاند. از پايين كه به تنۀ درخت نگاه ميكنيم تصوير كاملاً روشن و باز است و نگاه را كه بالا ميبريم، لايههاي را بايد پس بزنيم تا شاخهها و برگها را با جزييات ببينيم. هاليس در فصلهاي داستان ما را با جزييات آشنا ميكند. جزيياتي كه باعث شوند تا او با مفهوم ديگري از خانواده و محبت آشنا شود. تصاوير بيشتر مربوط به زماني قبل از آن است كه هاليس به ترد جوزي برود. جوزي زن ميانسالي است كه هاليس را با دنياي ديگري آشنا ميكند. دنيايي كه در آن آرزو، تخيل و محبت معنايي عميق مييابند. دنيايي كه جوزي به هاليس ميبخشد باعث ميشود كه هاليس بتواند قدرت تحليل پيدا كند و به مفهوم تازهاي از عشق، دوست داشتن وخانواده برسد. هاليس وودز زماني است كاملاً دروني. وقايع و اتفاقات آن، بر خلاف بسياري از رمانهاي نوجوان از حوادث عجيب و غريب و دست نيافتني پر نشده؛ همه چيز واقعي است، حتي آرزوها و تخيلات هاليس. و همه چيز دست يافتني پر نشده؛ همه چيز واقعي است، حتي آرزوها وتخيلات هاليس. و همه چيز دست يافتني است حتي داشتن خانوادۀ واقعي براي كودكي كه نه پدر دارد، نه مادر، نه خواهر و نه برادر. . . هاليس وودز داستان تجربههاي عميق و انساني يك كودك تنهاست و داستاني واقعي و اميدبخش پر از تصاوير شعرگونه. داستاني كه هم ميشود آن خواند و هم ميشود آن را ديد و داستاني كه لذت خواندن و ديدن دو چندان ميكند. دربارۀ خانم پاتريشيا ريلي گيف ـ دلم ميخواهد هروقت به بچهها نگاه ميكنم، ببينم كه كتابي در آغوش دارند؛ دلم ميخواهد با كتاب از افكار ديگران آگاه شوند و به خودآگاهي برسند؛ دلم ميخواهد ذهنشان با كتاب به عنوان « قصه آدمها » رابطه برقرار كند و بدانند «نوشتن» يعني حرف زدن روي كاغذ و دلم ميخواهند آنها هم داستانهايي از زبان خودشان بنويسند. دوست دارم كتابهاي من اين رابطه را برايشان به وجود بياورد. «تصاوير هاليس وودز»، اثر پاتريشيا ريلي گيف، موفق به دريافت نشان افتخار نيوبري شده است و «سفر(دريايي)» علاوه بر دريافت اين نشان، در فهرست افتخار بوستون گلوب ـ هورن بوك نيز قرار دارد. انجمن كتابخانههاي آمريكا(ALA) كتاب ديگر او«آواز نوري برايان» را به عنوان بهترين كتاب نوجوانِ ALA و كتاب مطرح ALA انتخاب كرده است. پاتريشيا ريلي گيف، نويسندهاي كه كتابهايش جزء پرفروشترينها هستند، ميگويد:« من هميشه روز را با نوشتن شروع ميكنم؛ نوشتن برايم حكم نفس كشيدن را دارد. شوق نوشتن از اولين باري كه كتابي را به دست گرفتم و خواندم، در من به وجود آمد و فكر كردم رقصاندنِ آدمها روي صفحههاي كاغذ، كاري فوقالعاده و شگفتانگيز است.» خواندن و نوشتن هميشه بخش مهمي از زندگي پاتريشيا بوده است.« زنان كوچك»،« باغ مخفي» مجموعه كتابهاي« اسب سياه»، مجموعۀ« سوبارتُن» و مجموعه داستانهاي« نانسي درو» كتابهاي مورد علاقۀ او در دوران كودكي بودهاند. علاقۀ پاتريشيا به خواندن، به حدي بود كه در نوجواني، گاهي خواهرش ناگزير مي شد براي جلب توجه او كه غرق در مطالعه بود، ناگهان كتاب را از دستش بيرون بكشد. بعدها، فرزندان پاتريشيا نيز همين كار را ميكردند! بيست سال خدمت در سِمت معلم مطالعه و كتابخواني، مشاور آموزشي انتشارات دِل يرلينگ و بخش نوجوان يرلينگ، مشاور و مربي نويسندگان تازه كار و جوياي نام و تأليف شصت كتاب كودك، نشان ميدهد كه پاتريشيا ريلي گيف تمام عمرش را با كتاب گذرانده است. او پس از دريافت مدرك ليسانس از كالج مري مونت، به توصيۀ رئيس دانشكده حرفۀ معلمي را انتخاب كرد. خودش در اين مورد ميگويد:« من عاشق تدريس بودم. درس دادن همۀ زندگيام بود و تنها به اين دليل از تدريس دست كشيدم كه داشتن سه شغل برايم سنگين بود و همزمان از عهدۀ تدريس، نويسندگي و رسيدگي به خانه و خانواده بر نميآمدم.» خانم گيف طي دوران بيست سالۀ تدريس، موفق به دريافت مدرك فوق ليسانس از دانشگاه سنت جان، ديپلم حرفهاي كتابخواني و نيز، مدرك دكترا در رشتۀ ادبيات از دانشگاه هوفسترا شد. . . او يك روز صبح به همسرش جيم گفت:« خيال دارم يك كتاب بنويسم. اين آرزوي هميشگي من بوده و حالا بايد اين كار را بكنم.» جيمز فوراً دست به كار شد و با ادغام دو كمد ديواري كه كنار هم قرار داشت، اتاق كوچكي براي او درست كرد. براي همين پاتريشيا به شوخي ميگويد:« من كارم را در يك كمد شروع كردم.» گيف دربارۀ كارش ميگويد:« دلم ميخواهد كتابهايم بچهها را از خنده رودهبر كند، يا آنها را بگرياند. دوست دارم بچهها را در حالي مجسم كنم كه زير يك درخت آلبالو يا در كتابخانه نشستهاند و كتاب مرا در دست دارند. اما بيشتر دلم ميخواهد آنها را سرگرم خواندن كتاب در كلاس كتابخوانيِ مدرسه مجسم كنم. دلم ميخواهد ببينم كه بچهها تكتك پشت ميزشان نشسته و بيتوجه به اطراف، غرق در مطالعهاند.» اين نويسنده سعي ميكند كتابهايي بنويسد كه به قول خودش به بچهها بگويد كه آدمهاي معمولي هم استثنايي هستند. پاتريشيا ميگويد:« من كتابهايم را يا بر اساس تجربههاي شخصي و ماجراهاي زندگي خودم مينويسم، يا تجربههاي اعضاي خانواده و يا داستانهايي كه بچهها در مدرسه برايم تعريف ميكردند. براي همين، وقتي چنتهام از ايدههاي تازه برا ي كتاب خالي ميشود، گشتي در اطراف ميزنم و همه جا را نگاه ميكنم. گاهي مدتي در يك كلاس صرف ميكنم و بچهها را زير نظر ميگيرم. گاهي هم در اتاق نشيمن روي زمين دراز ميكشم و روزهاي كودكي خودم را به خاطر ميآورم، زماني كه كلاس دوم و سوم دبستان بودم. اگر اين كارها كمكي نكرد، از آلي، جيم يا بيل كمك ميگيرم. پاتريشيا ريلي گيف غير از نوشتن، دوست دارم در وان حمام دراز بكشد و كتاب بخواند، به سينما برود و ذرت بو داده بخورد. او و همسرش در شهر وِستون از ايالت كنتيكت اقامت دارند و صاحب سه فرزند پنج نوهاند. خانم گيف در سال 1990 دو عشق بزرگ زندگياش، يعني كتاب كودك و خانوادهاش را در هم ادغام كرد و به اتفاق همسر و فرزندانش يك كتابفروشي كتاب كودك باز كرد و آن را « پنجۀ دايناسور» ناميد ـ اسمي كه قبلاً روي يكي از شخصيتهاي مجموعۀ داستاني« خيابان پُلك» گذاشته بود. اين كتابفروشي بخشي از تلاش و هدف او براي نزديك كردنِ كودك به كتاب است. خانم گيف ميگويد:« من و خانوادهام سعي ميكنيم ديگران را در عشقمان به كتاب كودك و « نوشتن» سهيم كني و به آنها كمك كنيم دنياي كتاب كودك را كشف كنند.» پاتريشيا در طول سال به نقاط مختلف كشور سفر ميكند و ضمن بازديد از مدارس و كتابخانهها ، با خوانندگان آثارش دربارۀ كتابهاي خود ونويسندگي گفتگو ميكند. خانم گيف درباره كارش ميگويد:« ميدانيد، من هيچ استعداد خاصي ندارم و قبل از اينكه نويسندگي را شروع كنم، براي اين كار تعليم نگرفتم.» او معتقد است:« هر كسي كه در زندگي مشكل و دغدغههايي دارد، هر كسي كه ميخندد يا ميگريد و هر كسي كه احساس دارد، ميتواند نويسنده شود. نوشتن فقط حرف زدن روي كاغذ است. . . حرف زدن دربارۀ چيزهايي كه برايمان اهميت دارد.» پيگي آلرت آراي شما را ميشمارد: تصاوير هاليس وودز اثر پاتريشيا ريلي گيف151 رأي دارد. آخرين ميانگين آرا،4 انگشت است. نقدهاي شما به ما ميگويد كه دربارۀ تصاوير هاليس وودز چه نظري داريد: ● الي 12 ساله از مينسوتا تازه كتاب را شروه كردم و نميتوانم آن را زمين بگذارم! راستش خيال دارم همين حالا همهاش را بخوانم. اگر شما هم اهل خواندن هستيد، عاشق اين كتاب ميشويد! ● آنجي12 ساله، از آلبوكركي، نيومكزيكو اين كتاب معركه است چون خيلي از عاطفه و احساسات حرف ميزند. داستانش بينظير است و آدم فكر ميكند واقعاٌ اتفاق افتاده! من از همينش خوشم ميآيد. ● سيدني من عاشق اين كتاب هستم. افكار و احساسات قهرمانش را واقعاً خوب مجسم ميكند. ● كيلا10 ساله، از آلنديل ايالت ميشيگان من از اين كتاب خوشم ميآيد و خيلي از بچههاي مدرسهام هم دارند آن را ميخوانند. از نويسندهاش هم خوشم ميآيد. پنچ انگشت برايش مناسب است. ● بكي11 ساله، از شهر سالين ايالت ميشيگان من عاشق تصاوير هاليس وودز شدم! پاتريشيا ريلي گفت جزئيات را عالي تعريف ميكند. ● كاترين11 ساله، از شهر كلينتون ايالت واشنگتن بد نبود. . . كمي كسل كننده بود. فكر نميكنم هوس كنم دوباره آن را بخوانم. ● ريكي12 ساله، از شهر كانسيل بلافز ايالت آيووا خيلي خوشم آمد! چون نوع داستان واقعگراست و آدم ميتواند با بعضي احساسها و ماجراهايش رابطه برقرار كند. كلي هم درس زندگي ميدهد. خيلي خوب است كه آدم بتواند دنيا را از ديد يك نفر ديگر ببيند، مخصوصاً كسي كه زندگياي مثل اين دارد!
|
اخبار
نقد ها - مقالات کتاب های برگزیده
معرفي به دوستان
آمار بازديد |
|||||||